رابطهٔ پنهانی: چند مدل، چند عامل و دو پیامد
اگر خیانت را به این معنا بگیریم که یکی از دو طرف یک رابطه وارد رابطهای با شخص دیگری شود، چند مدل وجود دارد: ارتباط حسی، ارتباط جنسی، و ارتباطی به شکل وقتگذرانی و دوستی اجتماعی.
عوامل متعددی در شکلگیری آن مؤثرند. یکی عوامل روانی است که در کنترل آدمی نیست. دیگری رفتارهای یکی از طرفین است. و سوم اینکه در شرایط خاص، ارتباط گرفتن با فردی جدید ناگهان در ذهن شخص چراغهایی را روشن میکند که بسیار قویتر از احساساتی است که با شریک خود داشته است. در این مورد شرایط روحی طرفین، رفتارهای شریک و شرایط خاصی که فرد جدید را بسیار مهم میکند نقش دارد.
گاهی این فرد جدید به سرعت چراغهای متعددی را در ذهن تو روشن میکند؛ که به بعضی از آنها هرگز نپرداخته بودی یا حتی نمیدانستی وجود دارد. این شخص جدید ممکن است خوشتیپتر باشد، زیباتر صحبت کند، ظاهر مرتبتر و پرستیژ اجتماعی بالاتری داشته باشد، دربارهٔ موضوعاتی که تو به آنها علاقه داری اطلاعات داشته باشد، یا عمداً یا سهواً تو را در شرایطی تحت تأثیر خود قرار دهد.
مدل دیگر این است که بر اثر رفتارهای بد شریک، گاهی با هم صحبت نمیکنید، گاهی حرفهای او قانعکننده نیست و گاهی حجم اطلاعات و گیرایی کلام او برایت اندک است؛ پس دنبال فرد یا افراد دیگری میگردی که کمبودهایت را جبران کنند. مدل بعدی این است که فرد بر اثر تنوعطلبی درگیر نوعی بازی اجتماعی شود و ناگهان این بازی به شکل کنترلنشدهای او را به رابطهای جدی ببرد که به سرعت عمق پیدا میکند. نوع خاصی هم هست که میتواند یکی از طرفین را به روابط پنهانی سوق دهد و آن بیماریهای روحی و جسمی است که درمان آنها مستلزم اقدامهای پزشکی است.
کتاب روابط پنهانی را به دو دسته تقسیم میکند: یکی آنکه رابطهٔ پنهانی وجود دارد و زندگی با شریک اول هم ادامه دارد؛ دوم آنکه این رابطه آنقدر قوی شود که رابطهٔ اول را از هم بپاشد. و این پیامد دوم بالاخره روزی رخ خواهد داد.
در جمعبندی آسیبها هم کتاب به سه دسته اشاره میکند: آسیبهای روانی، مثل احساس گناه، شرم و اعتماد به نفس پایین؛ آسیبهای رابطه، مثل از دست رفتن اعتماد و جدایی؛ و آسیبهای اجتماعی، مثل تغییر در روابط اجتماعی و مشکلات خانوادگی. پیشگیری هم از تقویت ارتباط، برطرفکردن نیازهای عاطفی و افزایش اعتماد به نفس میگذرد و در صورت نیاز، جستوجوی کمک حرفهای.