چرا بیشتر عشقها از بین میروند؟ چون آینده را ندیدهایم
انسان بیشتر درگیر همان چیزی میشود که همان لحظه با آن طرف است و البته گذشته، یعنی وجود آن گذشته هم به ذهن انسان کمک میکند که بر اساس گذشته ای که این آدم داشته است میتواند با من هماهنگ باشد.
یا زمان حال را هماهنگ میبیند و آینده را زیاد نمیبینند مگر افرادی که لاجیکلا باشند و محاسباتی را اعمال کنند و ارتباط تنظیم شده ای را تعریف کنند، که ممکن است به عشق برسد یا نرسد، ولی بیشتر یک ارتباط است و بر اثر محاسبات است نه احساسات، مثل اکثر ازدواج هایی که رخ میدهد و افراد آینده را تصور میکنند و به سمت شخص جذب میشوند، ولی عشق بیشتر اوقات یک اتفاق لحظه ای است و در آن حالت، زمان حال و یا گذشته و یا هر دوی آنها عشق را میسازند و یکی ازدلایلی که بیشتر عشقها از بین می رود همین است چون افراد آینده را در نظر نگرفته اند هیچ گذشته و حال افراد را مد نظر قرار داده اندو متوجه نشده اند که چنین آدمی با آن گذشته و حال که با فرد هماهنگ است، میتواند در آینده هیچ نقطه مشترکی با فرد نداشته باشد و رشتههای ارتباط دیگر به آن محکمی نباشد و ارتباط از هم بپاشد.
پس همه افراد میتوانند عاشق شوند بله، همه در هر سن و سال و مشخصه ای، ولی به چه کسی و به چه، چه دوره ای، چه نقطه ای در زمان؟ هیچ حساب کتاب و منطقی وجود ندارد؛ مستقیما به شرایط و محیط و فضایی که در آن قرار دارند، مربوط است.