تردید منفی و تردید مثبت

چگونه گاهی اینقدر دچار تردید می‌شویم، که نمی‌توانیم راه درست را تشخیص دهیم؟

اصلا مهم نیست که حجم آن تردید چقدر بزرگ است، مهم این است که تردید وجوددارد و تردید و شک باعث می‌شود نتوانیم به نتایجی که به مغزمان خطور کرده اعتماد کنیم.

اصلا نمی دانیم باید به سمت چه برویم و خودبخود سر دو راهی و چند راهی قرار می‌گیریم حتی یک راه هم، پیش رویت باشد، میدانی رفتن به این مسیر چه پیامدی دارد و دلایل لاجیکی وجود دارد برای مغز که مطمئن نیست کجا برود.

چون مغز به داده های اولیه خودش اعتماد ندارد پس خروجی خودش را هم قبول ندارد.

آیا تردید همیشه منفی است؟

بله در اکثر موارد منفی است البته با این روش که درباره ش صحبت میکنیم و با این نگرش.

یُکشد.

آدم مردد بر مبنای دیتای کم، زمان رو م ‌ در بسیاری موارد تصمیم اشتباه می‌گیرد و اون تصمیم ها بطور زنجیره ای مثل قمار شکست می‌خورد. چون راه هایی جلوی پایش است که اصلا نمی داند کدام درست است و یکی را بالاخره انجام می‌دهد بالاخره قمار، قمار است و نمی‌شود هیچ نتیجه‌ای برایش پیش بینی کرد، کاری ست که اتفاق می‌افتد و منطق درستی پشتش نیست و حتما منفی خواهد بود.

تردید عملا منفی است اما اینکه تردید را به این معنی در نظر بگیریم که باعث شود زوایای کار را بازبینی کنیم و مجدد ارزیابی کنیم و یک قصه را از نو حلاجی کنیم. آن تردید اشکال ندارد تا جایی که تبدیل به وسواس و اعتیاد نشود.

وقتی شما به یک چیزی با تردید نگاه کنی و احتمال خطا و مشکل را در آن کار ببینی و بازبینی کنی و آن خطا را درست کنی این تردید مثبت است باید بگردی برای آن موضوع داده های جدید پیدا کنی و بررسی کنی و یا داده های موجود را به روش جدیدی ارزیابی کنی.

پس نتیجه خوبی می‌گیری.

Open the full interactive page