چرا منازعه و درگیری جزء جداییناپذیر رابطه نیست
اصلا منازعه و درگیری را نباید جز جدایی ناپذیر رابطه ها دانست ممکن است افراد باهم اختلاف عقیده داشته باشند ولی منازعه و درگیری اتفاقا اگر ارتباط در ابتدای شکل گیری سوار بر آگاهی باشد هر چه جلوتر می رود گرمتر میشود و ال ای دی های بیشتری را در طرفین روشن میکند و اتصالات بیشتر میشود و کدهای اشتراک بیشتر میشود.
البته باید اختلافات را هم در نظر گرفت، اگر آن اختلافات باعث منازعه و درگیری شود اصلا معنی ندارد که وجود داشته باشند.
یعنی اختلاف دارد منجر به ناآرامی میشود.
اگر اختلافات از حدی بگذرد باعث نا آرامی میشود و اگر ارتباط به این سمت برود اصلا فایده ندارد، از طرفی ممکن است افراد با هم جر و بحث کنند مثل رابطه زناشویی، جر و بحث همان اختلاف معمولی است که یکی از طرفین یا هر دو بر اثر بی حوصلگی به دلیل عوامل مختلف از جمله اتفاقاتی که قبلا افتاده و روی همجمع شده و بعد از جایی دیگه فوران کرده باشد.
به همین دلیل اگر از ابتدای ارتباط با دقت انتخاب صورت بگیرد و فرد به راه رفتن و صحبت کردن و غذا خوردن و.... طرف مقابلش دقت کند، بوی دهان و ادکلن و تن صدا بوی کلی بدن و لباس پوشیدن، سفر و سرگرمی و همه چیزایی که در یک زندگی روتین مصرف دارد را به حساب بیاورد، و آستانه تحملش را بالا ببرد و این مسائل را بپذیرد، بعدها دیگر دلیلی ندارد به مشکل بخورد و منازعه و درگیری در این حالت بی معنی میشود.
البته اختلافات عقیده وجود دارد ولی نباید باعث درگیری شود و وقتی درگیری در یک رابطه پیش می آید باعث ناآرامی میشود و وقتی یک ارتباط پر از نا آرامی و اختلاف شود آن ارتباط دیگر معنی ندارد به خصوص وقتی دائم در محیط زندگی برای چی ها، چراها و چگونه ها باعث نزاع شود و مرتب صدای افراد بالا و پایین شود و و منازعه باشد، این ارتباط بی فایده است.
پس منازعه و درگیری نمیتواند جز جدایی ناپذیر رابطه باشد، ممکن است گاهی حتی افراد بر اثر اختلاف سلیقه ها از هم جدا شوند ولی بدون سر و صدا و درگیری و منازعه و حتی با احترام از هم جدا میشوند و اصلا نزاع و بدرفتاری و بی ادبی بروز ندهند.