چه به دست میآورم و چه از دست میدهم؟ سنجش یک رابطه
پایه جواب ساده است چون آدمی در جریان ارتباط در حال جذب اطلاعات و داده است و مجموعه ای از داده ها را از طرف مقابل دریافت میکند و خصوصیاتی را در فرد میشناسد هرچه مقدار این داده ها بیشتر باشد، شناخت بیشتر میشود و شخص میتواند خصوصیات خودش را با داده های مربوط به آن شخص مقایسه کند، هم از نظر زمان حال و هم آینده.
شخص باید ببیند این ارتباط به کجا میرسد و چه چیزهایی به او طی این ارتباط اضافه میشود، چه چیزهایی از او کم می شود.
اگر بخواهد به دید درست برسد، باید لیستی تهیه کند و ببیند چه چیزهایی از او کم میشود و چه چیزهایی به او اضافه میشود، چیزهایی که از او کم میشود خطرناک است، بخصوص اگر حجم چیزهایی که از او کم میشود زیاد باشد، اگر چیزهایی که کم میشود کلیدی و مهم است پس این ارتباط سمی و خطرناک است و باید قطع شود.
اما اگر آن ارتباط، چیزهای بیشتری به شخص اضافه میکند و آنچه را که کم میکند اینقدری نیست که مهم باشه و حجم آنچه افزوده میشد خیلی بیشتر بود، ماجرا متفاوت است و فرد با تجزیه و تحلیل رابطه به این مرحله میرسد که چقدر این رابطه مفید است و چقدر مضر.
در هر ارتباط باید مشخص شود که چه بدست می آوریم و چه از دست میدهیم گاهی بر اثر یک رابطه شخص مجبور میشود شغلی را رها کند که سالها برایش زحمت کشیده، به همین سادگی میتوان فهمید که این ارتباط به طرز هیولا واری خطرناک است و فرد باید بیخیال این رابطه شود که شغلی را که سالها برایش زحمت کشیده از دست ندهد.
گاهی فرد یک موقعیت دانشگاهی بسیار خوب و عالی دارد و میتواند به تحصیل خود ادامه دهد، ولی بر اثر یک رابطه، شاید مجبور شود دانشگاه را بیخیال شود، خوب در در این صورت این رابطه مضر است و باید ترک شود.
گاهی از دست دادنهای بزرگی به دلیل وجود یک رابطه رخ میدهد که نشان میدهند این روابط درست و منطقی نیستند، معنیش این است که باید لیستی با دو ستون درست کنید و چیزهایی را که از دست میدهید با چیزهایی که به دست می آورید مقایسه کنید، آن از دست دادنی ها را باید ارزیابی کنید ببینید چه نمره ای میآورد اگر مجموعه چیزایی که دارد از دست میرود ۷۰باشد ویا ۶۰و ۶۵و، ۸۰عملا این رابطه منفی تلقی میشود.