دلبستگی مخرب نیست؛ انتخاب نادرست مخرب است
اتفاقاتی نیز پیش می آید که گاهی برطرفین تاثیر خاصی می گذارد، مثل پلاکی که زمان اصابت تیر به یک سرباز، مانع نفوذ گلوله به بدن او شده، و آن سرباز تا پایان عمر آن پلاک را ناجی خود میداند و به آن دلبسته میشود.
گاهی افراد در شرایطی قرار میگیرند و برای هم کارهایی انجام میدهند و دلبستگی را در یکدیگر عمیق تر میکنند مثل کمک های مالی و تحصیلی و اجتماعی و... این مسأله هم، مثل سکس، باعث روشن شدن هزاران چراغ در رابطه میشوند.
گاهی روابط آدمها بر اساس نیاز است و وقتی شخصی این نیازها را برآورده میکند در پارتنر احساس دلبستگی به مرور زمان شکل میگیرد، حتی گاهی این دلبستگی ها بسیار هم قوی میشوند.
علاقه پیدا کردن و دلبستگی، انگیزه یک زندگی پر هیجان و پر جنب و جوش میشود، ما را از افتادن به ورطه یکنواختی نجات میدهد، دلبستگی مخرب نیست، مگر اینکه با آدمهای غلط ارتباط بگیری و یا با مواد مخدر و... که در اینجا نه تنها منفی است بلکه می تواند زندگی افراد را ویران کند.
انتخاب افراد نادرست، براساس رفع یک نیاز، که خود میتواند پیامدهای منفی داشته باشد و صدها نیاز را در انسان متبلور کند و گاهی نمیتوان ضررهای آن را جبران کرد.
گاهی افراد افراطی به چیزی معتاد میشود، هر چه دلبستگی در انسان عمیق میشود به مدلی از اعتیاد نزدیک میشود در اینجا باید نگران پیامدهای این اعتیاد بود، در حالت اعتیاد، رفتار بشر عوض میشود. مثال شخصی به مصرف نوعی کرم یا شوینده برای پوستش اعتیاد دارد، کم کم همان شوینده و کرم به پوست شخص آسیب میزند.
اگر در دلبستگی به افراد، به نوعی از رفتار وی اعتیاد پیدا کنیم این اعتیاد میتواند مخرب باشد و کم کم رابطه را تحت شعاع قرار دهد.
پس دلبستگی به خودی خود منفی و مخرب نیست، نوع انتخاب ها باید آگاهانه و از روی تدبیر باشد و در پیشبرد این دلبستگی نیز باید، منطقی بود باید مغز را تربیت کنی که دلبستگی ها را به انگیزه تعبیر کند و از آنها بهترین استفاده را ببرد.