آیا هر چه با هر که کنی با تو همان میگذرد؟
نه هیچ دلیلی برای چنین داستانی وجود ندارد اصلا در دنیا چنین نظمی وجود ندارد که شما به کسی خوبی کنی به تو خوبی کنند یا بدی کنی و بدی ببینی بلکه چیزی که میتواند بشود این است که وقتی کار خوبی برای کسی بکنی، همون فرد یا دیگرانی که این کار را دیدند بیایند و در آینده، برایت جبران کنند، ممکن هم هست اصلا جبران نکنند، یا برعکس ممکن است وقتی به کسی بدی میکنی فردی از خانواده و دوستانش از دور و نزدیک از قضیه مطلع شوند و بعدها به شکلی تلافی کنند و این یک رابطه مستقیم است و غیر از این، ارتباط مستقیم و تصمیم به جبران و تلافی، عملا هیچ معنی دیگری وجود ندارد.
مثال یکی در یک بزنگاه بلایی سرش بیاید و بخواهد این اتفاق را به مسائل گذشته و عملکردهای قبلیش ربط بدهد.
ربط دادن کاری ندارد و در اصل هم چیز نسبی است و راهحلی وجود دارد که بشود همه مسائل را بهم مربوط کرد.
ولی در دنیای واقعی که داری نگاه میکنی نه چنین نظمی وجود ندارد نه در کائنات و نه در ارتباط با خدا و پیغمبر و...
البته اگر از نظر روابط بشری به آن نگاه کنیم معنی قشنگی پیدا میکند که خوب است ما فکر کنیم در این جهان داریم یک حساب بانکی برای خودمان باز میکنیم که داریم به دیگران خوبی میکنیم و افراد دیگری شاهد این خوبی کردن هستند و در یک بزنگاه هایی که قرار میگیری افرادی که سوابق خوب تو را دیده یا شنیده اند، شاید به دردت بخورند و کاری برایت بکنند.
همه اینها هم اتفاق هستند و گاهی تو خوبی میکنی و خوبی میبینی و گاهی هم خوبی میکنی و بدی میبینی، درست نیست که بشینی برای این اتفاقات دنبال دلیل بگردی این ها همان باورهایی هستند که در آدمها وجود دارند، حتی در حرف زدن هم بدان اشاره میکنند ولی اینکه در دنیای واقعی بخواهیم بگوییم بله یک سری افراد دارند کارهای ما را لیست میکنند و کارهای خوب و بد تو را مینویسند و به تو برمیگردانند از همان چیزهایی است که دوست داریم به این روش صحبت کنیم تا بلکه افراد از نظر اخلاقی مقید شوند و کارهای پر دردسر نکنند.
در اصل این قضیه باعث میشود یک نوع ترس در افراد بوجود بیاید، با منشا آسمانی و کائنات و... بیشتر میخواهند روی مغز افراد کار کنند که آنها با چنین دلیلی، کار بدی نکنند وگرنه هیچ دلیل دیگری در این مسأله نمیبینم.