سنگ روزگار و باور به تاوان پس دادن

در ملیت‌های مختلف همیشه باورهای متعددی وجود دارد که با ساده سازی در قالب بعضی کلمات بیان شده، سنگ روزگار یا از هر دست بدهی از همان دست میگیری و... جز این موارد هستند، که درسهایی را تحت عنوان ضرب المثل به بشر می آموزند، در دنیای واقعی، وقایع مختلفی رخ می‌دهد و افراد دچار مشکلات زیادی می‌شوند از قتل و مرگ فجیع تا تصادف و طعمه حریق شدن و...

ولی این اصلا دلیل نمی‌شود که بگوییم، افراد در حال تاوان پس دادن هستند و تقاص کارهایشان را می‌بینند.

اینکه همه عوامل طبیعی و غیرطبیعی دست به هم بدهند تا از کسی انتقام بگیرند اصلا وجود حقیقی ندارد. اصلا نظمی بدین معنا وجود ندارد که بگوییم ظلم پایدار نمی‌ماند یا اینکه اگر خوبی کنی در جایی به تو برمیگردد، نه اصلا چه کسی میخواد به کارهای ما نمره دهد که چقدر خوب است و چقدر بد؟ تفاوت معنایی در همین جا خود را نشان میدهد، هرکس بر اساس باورهای خودش، باورهای دیگری را قضاوت می‌کند و ارزیابی می‌کند و بر اساس همان معیار اشتباه، می‌خواهد فرد به اصطلاح خاطی را تنبیه کند و به نوعی نقش سنگ روزگار را ایفا کند.

در این دنیا در هر نقطه بایدها و نبایدهایی تعریف شده، که سیستم ها، افراد را ملزم به انجام آن نموده اند و جالب است که این تعاریف مرتب در چرخه زمان تغییر کرده پس هیچ معیار و مالک کلی و قطعی درباره بایدها و نبایدها وجود ندارد، پس اساسا وقتی قالب درست و مشخصی برای بایدها و نبایدها وجود ندارد چه کسی می‌تواند تعیین کند که فالنی کار نادرستی کرده و باید تنبیه شود؟ ؟ ؟

افراد فقط تحت تاثیر داده ها و اندوخته های ذهن شان، فکر می‌کنند اگر زمانی دچار مشکلی می‌شوند پیامد رفتار و کردار قبلی آنهاست، در حالیکه این صرفا یک تصور است.

Open the full interactive page