خوشبختی چیست؟ تعریفی نسبی و فردی
خوشبختی اول از همه جز مسائل نسبی است که تعریف مطلق ندارد و هرکس میتواند از دید خود، خوشبختی را تعریف کند در سنین مختلف در نقاط مختلف جغرافیایی، قطعا معنای عمومی خوشبختی، متفاوت است، لیست عناوین مربوط به خوشبختی برای هرکس متفاوت است و هر کس به نگاه خودش آنها را توصیف میکند و تا این حد خوشبختی معنای فردی دارد و هر کس برای خودش معنی خوشبختی را باید پیدا کند و اگر دنبال این باشد که بخواهد بر اساس نوشته ها و گفته های دیگران ببیند که خوشبختی چیست، حتی اگر به خوشبختی هم برسد معنایش این است که دارد به ایده آل شخص دیگری میرسد که نوشته و یا گفته از اوست.
در کل کلمه خوشبختی همانطور که پیداست یعنی، کسی که بتواند شاد و آرام زندگی کند و یک فضای دور از تنش را تجربه کند و غم و غصه و دردسر نداشته باشد، فضایی را تجربه کند که بتواند بیشتر به سمت خوشبختی برود.
مسلما این مسائل جز لاینفک رسیدن به خوشبختی اند، اگر نا آرامی و بی نظمی و ناراحتی در اطرافت داشته باشی، خوشبختی ازتو دور میشود و هرچه از این مسائل منفی و تنش زا دور بشوی خوشبختی به تو نزدیک تر میشود،
با این دانشی که داریم، وقتی بخواهیم بگوییم تا چه اندازه خوشبختی در زندگی بشر مهم است، باید بگوییم که بشر از زمان تولد در تلاش است که به یک سری خواسته های حداقلی برسد حالا هرچی رفاه و پیشرفت در زندگی بشر بیشتر شده خواسته های اساسی او نیز بیشتر شده و وقتی میخواهد به آن حداقل رفاه برسد چون تعداد خواسته هایش نامحدود است و دائم این رقم در حال افزایش است، خوشبختی هم در نقطه بالاتری نسبت به دسترسی او قرار میگیرد.
پس فرد باید باید تلاش بسیاری داشته باشد و وقتی به آن حداقل خواستهها یا کمی بیشتر از آن ها میرسد، در همان نقطه خودش را خوشبخت میداند و یا بعد از به دست آوردن اندکی بیشتر، خودش را خوشبخت میداند و یا خودش را در مسیر به دست آوردن خواسته هاش میبیند و امیدوارتر میشود، و در جریان این اثر گذاری، اتفاقات زندگیش را بهتر رقم میزند و خیلی از چیزهایی که می خواهد داشته باشد را به دست میآورد.
وقتی فرد حداقل رفاه و خوشبختی را داشته باشد مسیری برایش فراهم میشود که راحتتر میتواند به سراغ خواسته های بزرگتر برود.