باورها و دستاوردهای ما
همه زندگی بر اساس باورهای ما شکل میگیرد و تمام بایدها و نباید های زندگی ما را شکل میدهد. مسلما وقتی ما بر اساس باورهای خودآگاه و ناخودآگاه مان که در دیتابیس مغز ما وجود دارد.
این باورها در جریان زندگی خانوادگی و همجواری و همراهی با افراد مختلف در طول زمان برای انسان، ایجاد میشوند و نقش عمیق و تعیین کننده ای در سرنوشت و زندگی دارند.
همه افراد کمابیش برای خود اهدافی را تعریف میکنند، و براساس یک سری برنامه ریزی ها که ممکن است تخصصی و غیر تخصصی باشند، به این اهداف یا بخشی از آنها دست می یابند که اصطلاحا به موفقیت تعبیر میشود در حقیقت این باورها هستند که هم تاثیرات مثبت دارند و هم منفی و برای رسیدن به اهدافمان، تلاش ما را جهت میدهند.
باورها مجموعه ذهنیات ما هستند که آنها را پذیرفته ایم، هر چه باورهای ما عمیق تر باشد تأثیر آن در زندگی بیشتر است.
برخی از این باورها ریشه در خرافات دارند و برخی سمت و سوی غیر علمی و حتی فرا بشری دارند.
ما زمانی به موفقیت و دستاورد میرسیم که باورهایمان بر مبنا حقیقت بوده و منطق داشته باشد و به اصطلاح امتحانش را پس داده باشد، نه براساس گفته ها و شنیده ها و رویاها.
باورهای دینی مثل دعا، دو جنبه دارند، دعا کننده ای که منفعل است و دعا کننده ای که فعالانه برای هدفش میجنگد و تلاش میکند اینجاست که دعا تبدیل به یک ابزار قدرتمند میشود.
دعا را برای قدرتمندتر شدن و ادامه دادن مسیر به کار میگیرند، دعا کردن و یا باورهای این چنینی را به شکل ابزاری امیدوارکننده و قدرت بخشنده استفاده میکنند تا در شرایط مشکل و بغرنج تحمل و طاقتی مضاعف پیدا کند.
در حقیقت از نظر علمی با دعا کردن موادی در خون و مغز ما ترشح میشود که سلولهای ما را زنده و فعال نگه میدارد.
بنابراین، باورها بهتر است که با تعیین مسیر همراه باشند و ما را در پیمودن نقشه راه کمک کنند.