تحمل، همان صبر اجباری است
صبر ساده نیست به خصوص در مقابل ناملایمات زندگی و در زمینه های مختلف، شاید آدم مجبور باشد خیلی وقتها سختی بکشد و یا ضعف جسمانی داشته باشد و گاهی ضعف روحی روانی و ضعف های مختلف باعث شود نتواند تحمل کند و صبوری پیشه کند.
گاهی تصمیماتی میگیرد و حرکاتی انجام میدهد که در حقیقت برمیگردد به نقاط ضعف و فشارهای زیاد و عوامل متعددی که ما را به سمتی می برند که زیر فشار اصل قضیه را تحمل نکنیم و صبوری به خرج ندهیم.
تحمل مدلی از صبر است با این تفاوت که صبری ست که فقط در شرایط ویژه پیاده میکنی، صبری که با سختی آن را به کار میبندی و ماجرا را پیش میبری.
گاهی میتوانی به خودت وقت بدهی ولی بیخود تصمیم میگیری و شرایط تو طوری ست که میتوانی صبر فعال داشته باشی.
طبق اصطلاح من، و صبر فعال صبری ست که در حال تلاش هستی، اطلاعات و داده جمع کنی که به تصمیم درست برسی.
در تحمل هم همین سیستم وجود دارد شاید بهترین کار این باشد که تبعات و نتایج را در جا تصور کنی و بفهمی چه خواهد شد.
مثال با خودت بگویی من حالا اگر زیر این داستان کم بیاورم و بی طاقتی کنم و یک تصمیم شتابزده بگیرم آخرش چه خواهد شد.
_بله درسته زیر فشار هستم و داغونم اما آیا نتیجه ای که بدون تفکر و صبر با تصمیم گیری آنی من حاصل شود چه تبعاتی دارد.
پس تحمل همان صبر اجباری است و صبری که طی آن تمام عوامل، در حال فشار آوردن به تو هستند و می گویند طاقت نیاورد ولی تو میدانی اگه صبر کنی این مسأله به توکمک میکند و آینده خوب است. یا گاهی صبر کردن از نظر روحی و جسمی برایت ضایعات و عوارض دارد ولی حداقلش این است که در این فاصله داده هایی را به خودت اضافه میکنی که تصمیم گیری تو بعد از این صبر نتایج بهتری برایت در پی دارد و میتواند جبران خسارت ها و ضررهایی باشد که در آن دوره صبر متحمل شدی و نتایج بسیار بهتر میگیری.
اما اگر در آن لحظه که تحت فشار هستی یک سری تصمیم هایی بگیری و عجولانه رفتار کنی ممکن است بعدها به حدی ضرر کنی که نتوانی آن را جبران کنی و جای هیچ ریکاوری هم برایت باقی نماند، چرا که تحت فشار یک تصمیم اجرایی گرفتی که خوب نبوده.
پس اولین قدم برای تحمل این است که ببینی نتیجه چقدر میتواند به تو خسارت بزند، یعنی عدم تحمل چقدر تو را متحمل خسارت میکند و محاسبه و دیدن و پیش بینی آن شرایط، به طور اتوماتیک تحمل تورا بالا میبرد.