عدالت اجتماعی و مسئولیت فرد
شاید بتوان گفت این بدان معناست که همه افراد امکانات پایه برای زندگی، را داشته باشند شامل مسکن و آموزش و بهداشت و سلامتی و غذا و پوشاک و … یعنی مینیمم های زندگی، برای همه افراد در اجتماع فراهم باشد، نگاه دیگر اینکه افراد به اندازه تلاشی که میکنند، به اندازه کاری که انجام میدهند بدون نیاز به قدرت و هیچ نیروی اضافه تر به نتیجه دلخواه خودشان برسند و این شاید درستترین تعریف باشد، یعنی افراد به اندازه کار و زحمتی که میکشند بتوانند از نتایج بهره مند شوند و هیچ کس و هیچ چیز مانع آنها نشود.
میتوان تعریف اول و دوم را با هم ترکیب کرد و بطور کلی به این مفهوم برسیم که باید برای بدست آوردن چیزی، زحمت کشید به غیر از افرادی که بیمار و ناتوان هستند، و باید شرایطی در جامعه برای همه فراهم باشد که مینیمم زندگی را داشته باشند، جغرافیا و اقلیم و سیاست، ذخایر اقتصادی و زیربنایی در یک جامعه مهم و تأثیرگذار است تا ساکنانش بتوانند به چنین چیزی دست پیدا کنید و وقتی درباره عدالت اجتماعی به شکل ایده آل صحبت میکنیم نباید درگیر تعریف کمونیستی شویم که همه پول و منابع که در جامعه تولید میشود، کم کم بین افراد جامعه تقسیم شود و عملا هم این کار در طول تاریخ شدنی نبوده و نیست، اما وقتی که افراد به قدر زحمتشان دست آورد دارند.
بنابراین همه تشویق میشوند که برای خواسته های بیشتر زحمات بیشتری بکشند و هیچ وقت هم به طور ۱۰۰درصد عدالت اجتماعی به طور کامل در هیچ جامعه ای فراهم نمیشود، ولی اگر شرایط را طبق تعریف بچنیم شاید تا حدود زیادی بتوان به عدالت اجتماعی دست یافت.
در بسیاری از کشورهای غربی سعی شده که با قوانین و قواعد متفاوت و فراز و نشیب های قانونی، بیش از سایر کشورها به عدالت اجتماعی نزدیک شد و در عین حالی که افراد به اندازه زحمتشون، به رفاه بیشتر میرسند، اما سعی کرده اند که یکسری مینیمم ها را برای همه داشته باشند.