آزادی مطلق نیست و دولت باید آن را تضمین کند
دولت در نهایت، کارش اداره جامعه و قانونمند کردن آن و جلوگیری از خلافکاری و بزهکاری است، کار دولت این است که جلوی ضایع شدن حق دیگران را بگیرد و در فرآیند این نظم دهی، دولت باید آزادی را تعریف کند و شکل ببخشد و مطالبی را اشاره کند که باعث شود افراد سهوی و ندانسته یا عمدی از آزادی های خود سواستفاده نکنند و دیگران حتی یک فرد در جامعه ضرر وارد نشود گاهی سوءاستفاده از آزادی اینقدر خطرش زیاد است و ضررش بزرگ است که جمع بزرگی از آن ضرر میبینند.
آزادی به هر حال نمیتواند مطلق باشد چون همیشه افرادی پیدا میشوند که در مسیر آزادی به افراد دیگری ضرر میزنند اگر آدمی کاملا تنها در یک بیابان و یک جزیره و یا جنگل خالی از سکنه انسانی زندگی کند، میشود برایش آزادی مطلق قائل شد ولی زندگی اجتماعی فرق دارد در همان جزیره و جنگل هم اگر کاری کند که برای سایر موجودات آنجا ضرر و لطمه ایجاد کند باز هم از آزادی خود سوء استفاده کرده است.
پس آزادی را نمیتوان مطلق در نظر گرفت، و دولت حق ندارد آزادی ها را محدود کند اما کارش این است که با ایجاد قواعد و قوانیندرست، ▪ آزادی همه را تضمین کند، ▪همه از حق آزادی برخوردار باشند، ▪در عین حال آزادی کسی به جامعه لطمه نزند.
دولتها با کمک انجمن ها و مجمع ها و اتحادیه ها و کارشناسی ها و سازمانها، قواعد اجتماعی را منظم و مرتب میکند regulate و در جهتی این قانون گذاری را انجام میدهد که همه بتوانند از زندگی و آزادی لذت ببرند و دانسته و ندانسته باعث دردسر برای دیگران نشوند.
) ۵محدودیت آزادی یک کلام کلی است اما، وقتی بگوئیم آزادی را تحت قواعد تنظیم میکنیم که به حق دیگران تعدی نشود و لطمه به دیگران نزند و همه بتوانند زندگی معمول و روتین خود را انتخاب کنند میشود پاسخ این سوال.