دروغ و کتمان حقیقت: همه حقیقت را نمیشنویم
دروغ یعنی چیزی که حقیقت نیست.
کتمان واقعیت یعنی حقیقتی را پوشیده داشتن و درباره اش صحبت نکردن.
و خود این کلمات واضح هستند اما این مطلب که پوشیده نگه داشتن واقعیتها چقدر میتواند خسارتش کمتر از دروغ گفتن باشد، را نمیتوان اصلا درباره ش صحبت کرد و محاسبه کرد.
گاهی همان دروغ مصلحتی میتواند به مراتب بهتر باشد و کمتر آسیب بزند، ولی در زندگی های امروزی میشود گفت در مورد همه، از نزدیکترین نزدیکان گرفته تا دورتر ها باید بپذیریم که افراد همه حقیقت را هرگز به ما نمیگویند حتی اگر در مورد ماجرایی به طور کلی حقیقت را بگویند بخش بزرگی از وقایع را نمیگویند و صحبتش را نمیکنند درست است که این مطالب دروغ نیست و افراد فقط همه ماجرا را بیان نمیکنند اما اولین اتفاقی که میافتد این است که شنونده یک ماجرا را فقط از یک دید انتخاب شده از طرف راوی میشنود و همون حجم اطلاعاتی را دریافت میکند که راوی انتخاب کرده او باید بداند.
راوی به سبک خودش ماجرا را برای شما تفسیر و تعریف میکند در حالی که مغز ما طوری ساخته شده که داده های ورودی برایش مهم است و بر اساس آن داده ها تصمیم میگیرد و نقشه میکشد و حرکت میکند.
حالا اگر این داده ها بر اساس یک دید مشخص و به همان اندازه ی مشخص انتخاب شده توسط یکطرف ماجرا به مغز ارائه شود، درصد خطا و اشتباه در تصمیم گیری توسط مغز بالا میرود.
بخش دیگر ماجرا این است که همه کس همه واقعیت را به تو نمیگوید در نتیجه شنونده باید همواره این مطلب را در نظر داشته باشد که هر چه را که از هر کس میشنود نباید مورد قضاوت قرار دهد و همیشه به خودش بگوید که من تمام ماجرا را نمیدانم پس نمیتوانم در مورد آن تصمیم گیری یا قضاوت کنم.