ذهن سیال و دادههای مغز، سرچشمهٔ اختراع
بعد سیال مغز انسان میتواند در حرکتی پویا مجموعه ای از تجربیات را با حواس خودش کسب میکنه چشم میبینه انواع و اقسام احساسات از لامسه و بینایی و چشایی و... همه در حال افزایش دادن دیتای مغز بشر هستند و کد بندی و دسته بندی میشوند و همه بر اساس همان کد حسی مربوطه طبقه بندی میشوند که کم کم این اطلاعات کامل میشوند و حتی دارای چندین کد میشوند، یعنی آنچه که قبلا دیده، بعدها لمس میکند، صدایش را میشنود و... و مجموعه ای از حواس آدمی اینها را ضبط میکند و دیتای کانلی را ارائه میکند.
مجموعه این دیتاها به هرکس به اندازه دانش و علایق و توانایی هایش این امکان را میدهد که با قوه تخیل و خیال پردازی، جریان فعال و سیال ذهن و کنجکاوی خود را هدایت کند.
شرایط و محیط رشد و تکامل بشر در دوره های مختلف متفاوت است و داده های مغز در این دوران و محیط، تکمیل میشود، و جریان سیال ذهن بشر خروجی های دقیق تر و بهتری را ارائه میدهد و خروجی بهتر و دقیق تر میشود تولید علم و اختراعات و اکتشافات، که زندگی بشر را متحول میکند و محدودیت ها را یکی پس از دیگری پشت سر میگذارد.
پس محدودیتهایی که وجود دارد عملا در سیستم بعد ذهنی بشر وجود ندارد چون پای جسم در میان نیست، محدودیتهای ذهن بسیار کمتر است.
ولی ذهن ما خارج از داده هایش نمیتواند کاری انجام دهد و اگر بتواند زمانی کاری بکند، بر اساس همان داده هایی ست که از طریق انواع و اقسام حسها جمع کرده، مثال همانطور که راه میرود، کلی اتفاق را رکورد میکند.
حالا این جمع آوری داده ها گاهی آگاهانه است و از طریق حسهای معمول بشر ولی همراه حس کنجکاوی و آنالیز رخ میدهد وقتی داده ها آنالیز شده در مغز مینشیند از دلش اختراعات و اکتشاف و راه حل های مفید در میآید. و گاهی این اکتشاف ها هستند که باعث و بانی اختراعات میشوند.