برای دیدن مسیر زندگی، دوربین حرفهای هم کافی نیست
جهان در حال حرکت است و مسیرها متنوع و متفاوت هستند. برخی از این مسیرها معین و مشخصاند و بعضی را باید بسازیم و به اصطلاح راه را ایجاد کنیم. بهترین روش برای پیمودن مسیر درست، روشن کردن راه از طریق تفکر و محاسبه است.
دانش و تجربه ما محدود است و در هر مسیر فرصتها و موانعی نهفته است. اگر با شناخت کافی وارد مسیر شویم، میتوانیم از این فرصتها حداکثر استفاده را ببریم، بر دانش و تجربه خود بیفزاییم و از موانع هم با حداقل آسیب عبور کنیم.
وقتی در یک جاده حرکت میکنیم، با چشم معمولی تا حدی مسیر قابل رویت است و تا مسافتی محدود جزئیات را میبینیم. اگر چشم را به یک دوربین حرفهای مسلح کنیم، نقاط بهتر و درستتری را میبینیم. اما مسیرها همیشه مستقیم نیستند و بسیاری پیچدرپیچ و دشوارند. اینجا حتی دوربین حرفهای هم چارهساز نیست و باید از ابزارهای دیگری کمک گرفت، مثل دوربینهایی که مسیر را از بالا نشان میدهند یا نقشههای توپوگرافی که فراز و نشیب راه را نشان میدهند.
دید صحیح فقط از راهی ممکن است که مسیر را از زوایای مختلف ببینیم، مثل فناوری GPS و پهپادها یا همان چشم پرندهی فناورانه. با دیدن کامل و درست مسیر میتوانیم به یافتههای خود بیفزاییم، از فرصتهای مسیر بهره ببریم و خطرات احتمالی را با آمادگی قبلی پشت سر بگذاریم.
گاهی تا اندازهای در یک مسیر پیش میرویم و به بنبست یا کورهراه میرسیم. اینجاست که باید تغییر مسیر دهیم و از ادامهی راه خطرناک دست برداریم تا جلوی ضررهای احتمالی گرفته شود. بنابراین اصل اول در طی مسیرهای زندگی، پیدا کردن دید درست و شناخت کافی است.