عشق حقیقت است یا تصور؟

عشق یکی از پرتفسیرترین و پرمعنی‌ترین کلمات است. از دید هر کس معنای خاصی دارد و هر کس تعریفی از عشق دارد؛ گاهی عشق فرازمینی و انتزاعی است و گاهی معمول و روزمره.

در دنیای واقعی وقتی همه‌ی تعابیر را کنار هم قرار می‌دهیم، می‌فهمیم که عشق مجموعه‌ای از تصورات ماست. عشق‌هایی هست که یک‌طرفه نام می‌گیرند، زیرا فقط در یک طرف و در یک فرد مجموعه‌ای از چراغ‌ها را روشن کرده و در اثر یک اتفاق و گذشت زمان، دلبستگی را شکل داده و انسان از دلبستگی به عشق می‌رسد. دلبستگی در مرحله‌ی اول است و بعدها عمیق می‌شود و تبدیل به تصوری ژرف به نام عشق می‌شود که بسیار جذاب است.

ما از نگاه عاشقانه لذت می‌بریم و مسائل مختلفی را در درون خودمان تعریف می‌کنیم. تصویرسازی‌های متعددی را برای سلول‌های عصبی خود ایجاد می‌کنیم و در حقیقت از آن تصویرها لذت می‌بریم. پس در نهایت عشق مجموعه‌ی تصورات ماست و می‌تواند به حقیقت نزدیک شود، ولی گاهی این تصورات در عالم واقع چنان متضاد است که بنیان عشق را متزلزل و ارتباط را نابود می‌کند.

در جای دیگر هم گفته‌ام: وقتی رابطه‌ای به هم می‌خورد، عمقی که برایش متصور می‌شویم بیشتر ساخته‌ی ذهن خود ماست. اگر بخواهی محاسبه کنی، می‌بینی آن‌قدرها هم عمق نداشته است.

Open the full interactive page