دلتنگی برای کسی که هیچ ردی در زندگیمان ندارد
دلتنگی گاهی برای کسی است که هیچ رد پررنگی در زندگی ما ندارد. چرا؟ دلایل مختلفی دارد. افرادی که ذهن و حافظهی تصویری دارند و افرادی که دنیای ادبی و هنری دارند، کاراکتری را از آن فردی که از دستش دادهاند میسازند و با آن کاراکتر زندگی میکنند. اصلاً این کاراکتر جسم ندارد و واقعی نیست، بلکه تصویرسازی ذهنی است.
راهحلها: جایگزین کردن کاراکتر با یک آدم حقیقی، یا زندگی با همان کاراکتر خیالی به صورت کنترلشده، که تبعات شدید روحی و روانی برایش پیش نیاید. باید دید قدرت تصورات شخص چقدر است و این شخصیت خیالی چه زمانهایی در زندگی ما حضور دارد و چه زمانهایی نیست.
گاهی افراد با تصورات زندگی میکنند و این میتواند خطرناک باشد و فرد دچار مشکلات روحی و روانی شود. اما اگر این حالتها را کنترل کند و به شکل مثبت فقط با خاطرهی شخص و تصور او زندگی کند و لذت ببرد، خوب است. اگر بخواهد دائماً خود را زجر دهد و با غم عجین شود، کمکم قوای ذهنی و روحیاش تحلیل میرود و ضررش بیشتر است.
بهتر است به فردی که عاشقش هستیم و به او نرسیدهایم، در ذهنمان نقشی بدهیم که با آن نقش در زندگی ما حضور داشته باشد، ولی برای ما ایجاد مشکل نکند.