وقتی دلتنگی بیمناسبت برمیگردد، ریشهیابی کنید
گاهی کسی که از دلتنگیاش حرف میزنیم، در حقیقت مدتهاست فراموش شده است. اینکه گاهگاهی یاد افراد میافتیم، دلیلش شرایط امروز ماست. بهانهگیری ذهنی است که ما را به یاد شخصی میاندازد که حالا وجود ندارد. وقتی مدتی گذشت و از آنها بیاطلاع ماندیم فراموش میشوند؛ اینکه ذهن مرتب خاطراتی را تکرار میکند دلیلش دلگیریها و شکستها و ناکامیهای فعلی است.
مثلاً مادری که فرزندش را سالها پیش از دست داده، بر اثر گذر زمان با داغ او کنار آمده و تقریباً این ماجرا برایش تمام شده، اما به محض برخورد با مشکلات ناخودآگاه به یاد فرزندش میافتد و فکر میکند اگر او را در کنار خود داشت، این مشکلات برایش قابل تحملتر بود. افراد عاشقی که به هم نرسیدهاند هم معمولاً پس از مدتی یکدیگر را از یاد میبرند، ولی وقتی غصهای به دلشان مینشیند، ناخودآگاه یاد آن غم از دست دادن میافتند.
این مسئله از عادات مغز نشأت میگیرد و اتوماتیک ما را به ورطهی خاطرات میفرستد، بهخصوص اگر ذهن را دائم دربارهی آن غم خوراک داده باشیم. برای رفع چنین مشکلی باید عادت مغز را تغییر داد که در حالتهای احساسی، چه شادی و چه غم، سریع یاد آن آدم نیفتد.
بهترین راهحل، فهمیدن و ریشهیابی علت برگشت خاطرهی دلتنگی است. اگر بفهمیم چه چیزهایی ما را یاد آن خاطره میاندازد و دلتنگی را تشدید میکند، قطعاً راحتتر میتوانیم کنترلش کنیم، مثل غذایی که به آن حساسیت داریم و از آن دوری میکنیم. اگر تناوب دلتنگیها زیاد شد و افسردگی به دنبال داشت، باید با روانشناس باتجربه تماس گرفت.