Change of heart: بهانه است یا تغییر واقعی؟
عبارت «تغییر علاقه» بهتنهایی بار منفی ندارد و بستگی به نگاه ما به زندگی دارد. گاهی ارتباطات فرد آنطور که باید او را راضی نمیکند و شخص به دلایل متعدد به سمت دیگری گرایش پیدا میکند. تغییر علاقه همیشه بهانه نیست و گاهی افراد واقعاً تصمیم دارند نحوهی نگرش خود را به زندگی تغییر دهند. گاهی تجربهی افراد کم است و پس از گذشت زمان متوجه میشوند این رابطه به اندازهی کافی برای آنها مفید نیست. عدم شناخت از خود و خواستهها معمولاً باعث اشکالاتی میشود و یکی از این اشکالات در انتخاب پارتنر خود را نشان میدهد.
دو نگرش وجود دارد. از نظر اخلاقی، اگر فقط تغییرات سطح اجتماعی برای افراد رخ داده ولی هنوز بیش از ۵۰ درصد با هم تفاهم دارند و مشکل خاصی در ارتباطشان نیست، میتوان به رابطه ادامه داد. از دیدگاه آزادی که امروزه به تدریج در جامعه رواج مییابد، چون با گذشت زمان روحیات و خواستهها و دانش و تجربهی افراد تغییر میکند، شخص هر زمان که به این نتیجه رسید میتواند از پارتنر خود جدا شود.
اما اگر فرد بخواهد معقول و منطقی رفتار کند: باید لیستی از اهداف و خواستههای خود تهیه کند و اولویتهایش را بنویسد، و لیست دیگری از خصوصیات پارتنر خود. با مقایسهی این دو لیست، حلاجی کند به چه درصدی از خواستههای آیندهاش با پارتنر فعلی خواهد رسید. اگر به درصد قابل ملاحظهای برسد، زندگی را با او ادامه میدهد.
باید دقت کرد که آیا لیست خواستهها واقعی است و تا چه اندازه رویایی است؟ و اینکه با تغییر پارتنر به چه درصدی از خواستههای واقعی خود میرسد؟ تغییر شریک زندگی همیشه منجر به موفقیتهای بعدی نمیشود و ارتباط گرفتن با افراد جدید مجموعهای از پیچیدگیها را به دنبال دارد.