رابطهی یکطرفه مثل بغل کردن سایه است
همیشه در یک ارتباط باید به دوطرفه بودن آن اطمینان داشته باشیم. اگر با یک عشق جدید بسیار اوقات خوش و حال خوبی داریم و حتی با صحبت کردن او به نهایت لذت میرسیم، باید ببینیم آیا او هم چنین قدرت پذیرشی دارد؟ آیا این تمایلات در او هم قوی است؟ البته نه لزوماً به قدرت آنچه در ما وجود دارد. در غیر این صورت وارد یک جادهی یکطرفه شدهایم که این مسیر فقط انسان را خسته میکند.
دقیقاً این اتفاق مثل بغل کردن سایه است. مثل روند شمشیربازی که دو نفر در مبارزه با هم ساعتها پیش میروند چون انرژیهای طرفین با هم مبادله میشود، اما وقتی شخصی با سایه شمشیربازی کند، سریعتر خسته میشود. در یک رابطهی یکطرفه هم انرژی از یک نفر به حدی گرفته میشود که در نهایت به نابودی میانجامد.
به همین دلیل همیشه میگویم در یک ارتباط بایستی واقعیتها را در نظر بگیری. با واقعبینی و محاسبات درست، جلوی ضررهای آینده گرفته میشود. اگر شکل واقعی صحنه را برای خودت درست تصویر کرده باشی، میتوانی تصمیم بگیری چه کنی.
گاهی وقتی نگاهی به لیست میاندازی میفهمی آن خواستهها و کمبودها جنبهی واقعی نداشتهاند، چراکه بدون اینکه به آنها برسیم با فرد جدیدی توانستهای شادی و آرامش را تجربه کنی. و بعدها میبینی که حتی این عشق جدید اشتراکاتی با پارتنر خودت دارد و این مسائل گاهی بر اثر تنوعطلبی است. پس همیشه هم آن پارتنری که با او زندگی میکنیم ایرادی ندارد؛ گاهی صرفاً دلمان یک آدم تازه میخواهد.