چرا نمیشود قضاوت نکرد؟ اما میشود پیشداوری نکرد
پایبندی به اصل «افراد را قضاوت نکنید» ناممکن است. نمیشود افراد را قضاوت نکرد، چون مغز هرچه حواس پنجگانهی ما حس میکند را تحلیل میکند و تحلیل میشود قضاوت. وقتی دربارهی آدم دیگری که به هر دلیلی به شما ربط دارد مسئلهای هست که میتواند در خودت و اطرافیانت اثر بگذارد، باید دربارهاش تصمیم بگیری و لازمهی این تصمیمگیری تحلیل و قضاوت افراد است.
اما جملهای که بهصورت روتین استفاده میشود این است که پیشداوری نکن و قضاوت منفی نکن. بسیاری چیزها هست که آدمها دربارهی هم نمیدانند. وقتی از کسی کاری سر میزند، این کارها بر اساس منطق و مسائل خودش است و ما از آنها هیچ نمیدانیم. گاهی رفتار دیگران برخلاف مسیری است که ما دنبال میکنیم. این دلیل نمیشود که ما دربارهی کسی قضاوتی منفی بکنیم. چرا؟ چون نمیدانیم.
همیشه تأکید ما بر این بوده که اول باید به قدر کافی دربارهی هر مسئله دادههای درست جمع کنیم؛ دادههای کم و اشتباه باعث تحلیلهای غلط میشود. پس وقتی بخواهیم آدمی را تحلیل کنیم باید دادههایمان درست و کافی باشد.
اگر نیاز داریم کسی را برای یک تصمیمگیری بشناسیم، باید تا جایی که امکان دارد شناخت و دادههایمان را بالا ببریم، بعد صحبت کنیم و تصمیم بگیریم. اما اگر قضاوت یعنی نظر دادن دربارهی کسی که خودمان در آن قضیه درگیر نیستیم و هیچ اثری بر زندگی ما ندارد، و قضاوت نابجاست، باید اول در نظر بگیریم که دادههای او ممکن است ناقص باشد یا صحیح نباشد؛ پس این دادهها اصلاً قابل اعتماد نیستند.