باورهای ما چگونه موفقیت و دستاورد را می‌سازند

انسان به‌طور کلی مجموعه‌ای از عادت‌هاست و با این عادت‌ها زندگی می‌کند و بزرگ می‌شود. خانواده و مدرسه و دانشگاه و جامعه همه بر بخشی از این عادات اثر می‌گذارند و مرتب در این جریان به داده‌های مغزش اضافه می‌شود. بخشی از این داده‌ها همان کلیشه‌هاست، یعنی کلیشه‌هایی که از خانواده و مدرسه و دانشگاه و محل کار و جوامع بزرگ‌تر به ذهن آدم منتقل می‌شوند و بر عادات او هم اثر می‌گذارند. حجم کلیشه‌های ذهنی افراد با بالا رفتن سن و تجربیات و روابط اجتماعی مرتب افزایش می‌یابد و بسیار هم قدرتمند هستند، چرا که مغز فرد این کلیشه‌ها را به عنوان استانداردهای خودش تعریف می‌کند.

همه‌ی زندگی بر اساس باورهای ما شکل می‌گیرد و تمام بایدها و نبایدهای زندگی ما را شکل می‌دهد. این باورها در جریان زندگی خانوادگی و همجواری و همراهی با افراد مختلف در طول زمان ایجاد می‌شوند و نقش عمیق و تعیین‌کننده‌ای در سرنوشت و زندگی دارند. همه‌ی افراد کمابیش برای خود اهدافی تعریف می‌کنند و بر اساس یک‌سری برنامه‌ریزی‌ها به این اهداف یا بخشی از آنها دست می‌یابند که اصطلاحاً به موفقیت تعبیر می‌شود. در حقیقت این باورها هستند که هم تأثیرات مثبت دارند و هم منفی و برای رسیدن به اهدافمان، تلاش ما را جهت می‌دهند.

ما زمانی به موفقیت و دستاورد می‌رسیم که باورهایمان بر مبنای حقیقت بوده و منطق داشته باشد و به اصطلاح امتحانش را پس داده باشد، نه بر اساس گفته‌ها و شنیده‌ها و رویاها. باورهای دینی مثل دعا دو جنبه دارند: دعاکننده‌ای که منفعل است و دعاکننده‌ای که فعالانه برای هدفش می‌جنگد و تلاش می‌کند. اینجاست که دعا تبدیل به یک ابزار قدرتمند می‌شود.

بنابراین باورها بهتر است با تعیین مسیر همراه باشند و ما را در پیمودن نقشه‌ی راه کمک کنند.

Open the full interactive page